عقيده هر مسلمان

چرا خداوند ما را آفريده است؟

ج: خداوند ما را آفريده تا او را عبادت كنيم و به او شريكى قائل نشويم، چنانكه میفرمايد: )وما خلقت الجن والإنس إلاَّ ليعبدون( . [الذاريات 56] . [جن و انس را فقط براى عبادت و پرستش خود آفريدم] .

رسول اكرم صلی الله علیه و سلم میفرمايد: ((حق الله على العباد أن يعبدوه ولا يشركوا به شيئاً)) . [متفق عليه] . حق خداوند بر بندگانش اين است كه او را پرستش كنند و به او شرك نياورند .

 

 

2.   چگونه خداوند را بپرستيم؟

ج: چنانكه خدا و رسول خدا صلی الله علیه و سلم به ما امر كرده اند بطور اخلاص در عبادت خداوند میفرمايد: )وما أمروا إلاَّ ليعبدوا الله مخلصين له الدين( . [البينة 5] . [و به آنها امر نشد مگر اينكه خـدا را به اخلاص كامل در دين اسلام پرستش كنند] .

 

رسول اكرم صلی الله علیه و سلم میفرمايد: ((من عمل عملاً ليس عليه أمرنا فهو رد)) . [مسلم] . هر كس عمل و كردارى انجام دهد كه راه و روش ما بر آن نيست آن عمل و كردار مردود و غير قابل قبول است.

 

عقيده هر مسلمان3

س41 ـ حكم جهاد در راه خدا چيست؟

ج: جهاد در راه خدا با جان و مال و زبان واجب است، خداوند میفرمايد: انفروا خفافاً وثقالاً وجاهدوا بأموالكم وأنفسكم . [التوبه 41] . [براى جنگ با كافران سبك بار و مجهز بيرون شويد و در راه خدا با مال و جان جهاد كنيد] .

و رسول اكرم صلی الله علیه و سلم میفرمايد: ((جاهدوا المشركين بأموالكم وأنفسكم وألسنتكم)) . [أبو داود] . با مشركين با مال و جان و زبان خود بجنگيد .

س42 ـ پشتيبانى از مؤمنان چگونه خواهد بود؟

ج: با محبت و كمك و يارى و حمايت از مؤمنان موحد و يگانه پرست، خداوند میفرمايد: والمؤمنون والمؤمنات بعضهم أولياء بعض . [التوبه 71] . [مردان و زنان مؤمن همه يار و دوستدار يكديگرند] .

و رسول اكرم صلی الله علیه و سلم میفرمايد: ((المؤمن للمؤمن كالبنيان يشد بعضه بعضاً)) . [مسلم] . مؤمن با برادر مؤمن خود مانند ساختمانى است كه ستونهاى آن بعضى در بعض ديگر فرو رفته و ثابت نگه میدارد .

ادامه نوشته

تعریف درست ایمان از دیدگاه اهل سنت و جماعت

ايمان قول، عمل و شناخت است

ايمان با طاعت، افزايش و با گناه و معاصي كاهش مي يابد

از نشانه هاي مذهب اهل حديث اين است كه ايمان را قول، عمل و شناخت مي دانند؛ كه با طاعت فزوني وبا انجام گناه كاهش مي يابد.
محمد بن علي بن حسن بن شقيق گفت: از ابا عبدالله، احمد بن حنبل، خدا او را رحمت كند، در باره چگونگي زياد و كم شدن ايمان سؤال كردم؟(او در جواب) گفت: حسن بن موسي اشيب از حماد بن سلمة، او ا‌ز ابو جعفر خطمي، او از پدرش، پدرش هم از جد‌ش، ا‌و نيز از عمير بن خبيب نقل كرد كه گفت: ايمان زياد مي شود و نقصان مي يابد. در جواب گفت: چگونه زياد و كم مي شود؟ گفت: هنگامي كه ياد الله مي كنيم و حمد و تسبيحات ا‌و را مي گوييم آن (ايمان) زياد مي شود و هرگاه غفلت و كوتاهي نموديم و فراموش كرديم در آن هنگام آن(ايمان) نقصان مي پذيرد.
ادامه نوشته

عقيده ی اهل سنت و جماعت در مورد شفاعت

خداوند جل جلاله مي فرمايد: ﴿وَأَنذِرْ بِهِ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَنْ يُحْشَرُوا إِلَي رَبِّهِمْ لَيْسَ لَهُمْ مِنْ دُونِهِ وَلِيٌّ وَلاَ شَفِيعٌ﴾ [انعام: 51]

ترجمه: و با اين قرآن كساني را بيم ده كه از حشر و احضار نزد پروردگارشان بيمناك اند، آنجا كه جز وي كار ساز و سفارش كننده اي براي آنان، وجود ندارد.
همچنين ارشاد باريتعالي است: ﴿قُلْ لِلَّهِ الشَّفَاعَةُ جَمِيعًا﴾ [زمر: 44]
ترجمه: بگو تمام شفاعتها، از آن الله است.
همچنين مي فرمايد: ﴿مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَ بِإِذْنِهِ﴾ [بقره: 255]
ترجمه: چه كسي در پيشگاه او بغير اجازه اش شفاعت خواهد كرد؟

و در جائي چنين مي فرمايد: ﴿وَكَمْ مِنْ مَلَكٍ فِي السَّمَاوَاتِ لاَ تُغْنِي شَفَاعَتُهُمْ شَيْئًا إِلاَّ مِنْ بَعْدِ أَنْ يَأْذَنَ اللَّهُ لِمَنْ يَشَاءُ وَيَرْضَي﴾ [نجم: 26]
ترجمه: چه بسا فرشتگان در آسمانها هستند كه شفاعت آنان هيچ سودي ندارد مگر بعد از اينكه الله اجازه دهد، براي كسيكه بخواهد و (از او) راضي باشد.
در جايي ديگر چنين ارشاد مي فرمايد: ﴿قُلْ ادْعُوا الَّذِينَ زَعَمْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ لاَ يَمْلِكُونَ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَلاَ فِي الأَرْضِ وَمَا لَهُمْ فِيهِمَا مِنْ شِرْكٍ وَمَا لَهُ مِنْهُمْ مِنْ ظَهِيرٍ * وَلاَ تَنفَعُ الشَّفَاعَةُ عِنْدَهُ إِلاَّ لِمَنْ أَذِنَ لَهُ﴾ [سبا: 22و 23]
ترجمه: بگو: (اي پيامبر به مشركين) به كمك بطلبيد كساني را كه جز الله آنها را چيزي گمان مي كرديد. آنها ذره اي مالكيت نه در آسمان دارند و نه در زمين. و نه در آنها سهمي دارند. و هيچ يك از آنان پشتيبان و معاون الله نيز نمي باشند. و شفاعت هم براي هيچ كس سود آور نيست مگر براي كسيكه الله بخواهد.
ادامه نوشته

نبوت

خداوند متعال دراين دنيا آنچه را انسان بدان نيازمند است براي او خلق کرده است.
هرفردي از افراد بشر کم وبيش از نيروي فهم و هوش برخوردار است.

آري، شأن و مقام و منزلت خداي متعال را در خلقتي که کرده، جز خودش کسي نمي تواند بستايد. خداي متعال در تقسيم اين موهبتها و شايستگيها و استعدادها همه افراد بشر را يکسان قرار نداده است و اگر همه را در اين تقسيم يکسان و مساوي قرار مي داد، هر فردي از برادرش بي نياز مي شد و هيچ اعتنايي به او نمي کرد، بدينجهت خداي متعال مجموع اين کفايتها و استعدادها را که مورد احتياج نوع بشر است به جامعه انساني مکرمت کرده و سپس آنرا بين افراد مختلف تقسيم نموده است.

همه استعدادها ناشي از فضلي است که خداي متعال به هر يک از بندگانش داده است. هيچکس نتوانسته و نمي تواند چنين استعدادهايي را براي خود ايجاد کند و همچنين دستگاه تعليم و تربيت نيز نمي تواند اينگونه استعدادهايي را به کسي بدهد، بلکه اين موهبتها جزء فطرت اشخاص است که خداي متعال به هر يک از بندگانش که بخواهد چنين امتيازاتي مي بخشد، وقتيکه به اين استعدادها و موهبتهاي مختلف دقيق شويد، خواهيد دانست که خدا را در اين باب حکمت بالغه اي است که اين استعدادها را به مقدار احتياج نوع بشر به افراد مختلف داده است و اين استعدادها بايد کشف و در مسير درست هدايت شود.

ادامه نوشته